1 Chronicles 19:2
داوود پادشاه پیش خود فکر کرد: «باید رسم دوستی را با حانون، پسر ناحاش بجا آورم، چون پدرش دوست باوفای من بود.» پس داوود نمایندگانی به دربار حانون فرستاد تا به او تسلیت بگویند. ولی وقتی نمایندگان به عمون رسیدند،
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
In Context
1پس از چندی ناحاش، پادشاه عمون مرد و پسرش بر تخت او نشست.
Cross References
Genesis 19:37دختر بزرگتر پسری زایید و او را موآب + 19:37 «موآب» با عبارت عبری «از پدر» شباهت دارد. نامید. (قبیلهٔ موآب از او به وجود آمد.)
1 Samuel 30:26وقتی که داوود به صقلغ رسید، قسمتی از غنایم جنگی را برای بزرگان یهودا که دوستانش بودند، فرستاد و گفت: «این هدیهای است که از دشمنان خداوند به دست آوردهایم.»
2 Samuel 9:7اما داوود گفت: «نترس! برای این تو را احضار کردهام تا به خاطر پدرت یوناتان به تو خوبی کنم. تمام زمینهای پدر بزرگت شائول را به تو پس میدهم و تو بعد از این در قصر من با من سر یک سفره خواهی نشست!»
Nehemiah 4:3طوبیای عَمّونی که در کنار او ایستاده بود با ریشخند گفت: «حصار آنقدر سست است که حتی اگر یک روباه از روی آن رد شود، خراب خواهد شد!»
Nehemiah 13:1در همان روز، وقتی تورات موسی برای قوم اسرائیل خوانده میشد، این مطلب را در آن یافتند که عمونیها و موآبیها هرگز نباید وارد جماعت قوم خدا شوند. + 13:1 نگاه کنید به تثنیه ۲۳:۳‑۵ .
Ecclesiastes 9:15در آن شهر مرد فقیری زندگی میکرد که بسیار خردمند بود. او با حکمتی که داشت توانست شهر را نجات دهد. اما هیچکس او را به یاد نیاورد.