دوم پادشاهان 5:7
پادشاه اسرائیل وقتی نامه را خواند لباس خود را پاره کرد و گفت: «پادشاه سوریه این مرد جذامی را نزد من فرستاده است تا شفایش دهم! مگر من خدا هستم که بمیرانم و زنده کنم؟ او میخواهد با این بهانه باز به ما حمله کند.»
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
In Context
Cross References
Genesis 50:19اما یوسف به ایشان گفت: «از من نترسید. مگر من خدا هستم؟
Deuteronomy 32:29ای کاش شعور داشت 2 و میفهمید که چرا شکست خورده است. 1
1 Samuel 2:6«خداوند میمیراند و زنده میکند، 2 به گور فرو میبرد و بر میخیزاند. 1
1 Kings 20:7اَخاب بزرگان اسرائیل را احضار کرد و گفت: «ببینید چگونه این مرد دنبال بهانه است تا جنگ راه بیاندازد! پیش از این به او گفتهام که حاضرم زنان و فرزندان و تمام موجودی طلا و نقرهٔ خود را به او بدهم، ولی او باز ما را در تنگنا گذاشته است.»
2 Kings 18:37سپس اِلیاقیم پسر حِلقیا، شبنا و یوآخ لباسهای خود را پاره کرده، نزد حِزِقیای پادشاه رفتند و آنچه را که فرماندهٔ قوای آشور گفته بود، به عرض او رساندند.
Daniel 2:11آنچه که پادشاه میخواهند ناممکن است. هیچکس جز خدایان نمیتواند به شما بگوید چه خوابی دیدهاید. خدایان هم با انسانها زندگی نمیکنند تا از ایشان کمک بگیریم.»