دوم پادشاهان 9:17
دیدبانی که بر برج شهر یزرعیل بود، وقتی دید ییهو و همراهانش میآیند با صدای بلند خبر داده، گفت: «چند سوار به این طرف میآیند.» یورام پادشاه گفت: «سواری بفرست تا بپرسد خبر خوشی دارند یا نه.»
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
In Context
Cross References
1 Samuel 16:4سموئیل طبق دستور خداوند عمل کرد. وقتی به بیتلحم رسید، بزرگان شهر با ترس و لرز به استقبالش آمدند و پرسیدند: «چه اتفاقی افتاده است؟»
2 Samuel 13:34در این ضمن، ابشالوم فرار کرد. در اورشلیم، دیدبانی که روی دیوار شهر دیدبانی میکرد، گروه بزرگی را بر جادۀ سمت غرب خود دید که از کوه سرازیر میشوند. پس دوید و به پادشاه گفت: «گروه بزرگی را میبینم که از راه هورونائیم که کنار کوه است، میآیند». + 13:34 ترجمۀ یونانی عهد عتیق. در نسخۀ عبری این جملۀ آخر وجود ندارد.
1 Kings 2:15ادونیا گفت: «تو میدانی که سلطنت مال من شده بود و تمام مردم هم انتظار داشتند که بعد از پدرم، من به پادشاهی برسم؛ ولی وضع دگرگون شد و برادرم سلیمان به پادشاهی رسید، چون این خواست خداوند بود.
2 Kings 9:19پس پادشاه سوار دیگری فرستاد. او نزد ایشان رفت و گفت: «پادشاه میخواهد بداند که خبر خوشی دارید یا نه.» ییهو جواب داد: «تو را چه به خبر خوش؟ به دنبال من بیا!»
Isaiah 21:11این پیام برای دومَه + 21:11 واژۀ «دومَه» شبیه واژۀ «اَدوم» است و به معنی «سکوت» میباشد. است: یک نفر از ادوم مرا صدا میزند: «ای دیدبان، از شب چه خبر؟ چقدر مانده شب تمام شود؟»
Isaiah 62:6-7 ای اورشلیم، بر حصارهایت دیدبانانی گماشتهام که روز و شب دعا میکنند. آنان ساکت نخواهند شد تا هنگامی که خداوند به وعدههایش عمل کند. ای کسانی که دعا میکنید، خداوند را آرامی ندهید تا هنگامی که اورشلیم را استوار کند و آن را محل عبادت تمام مردم جهان سازد.