2 Samuel 19:4
پادشاه صورت خود را با دستهایش پوشانده بود و به تلخی میگریست و میگفت: «ای پسرم ابشالوم، ای پسرم ابشالوم، ای پسرم!»
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
In Context
3سربازان مثل نیروی شکست خورده بیسر و صدا و با سرهای افکنده وارد شهر شدند.
Cross References
2 Samuel 14:1وقتی یوآب فهمید که پادشاه چقدر مشتاق دیدار ابشالوم است،
2 Samuel 18:33غم وجود پادشاه را فرا گرفت. او در حالی که به اتاق خود که بالای دروازه قرار داشت میرفت، با صدای بلند گریه میکرد و میگفت: «ای پسرم ابشالوم، ای پسرم ابشالوم! کاش من به جای تو میمردم! ای ابشالوم، پسرم، پسرم!»