Acts 11:5
«یک روز در شهر یافا بودم. وقتی دعا میکردم، در رؤیا دیدم که چیزی شبیه سفرهای بزرگ از آسمان پایین آمد که از چهار گوشه آویزان بود.
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
In Context
4آنگاه پطرس موضوع را از اول به تفصیل برای ایشان تعریف کرد و گفت:
6وقتی خوب به آن نگاه کردم دیدم در آن سفره انواع چارپایان اهلی و وحشی، خزندگان و پرندگان وجود داشت.
Cross References
Ezekiel 2:9-10 آنگاه نگاه کردم و دیدم دستی به طرف من آمد و طوماری با خود آورد. وقتی طومار را باز کرد، دیدم که هر دو طرفش مطالبی نوشته شده، مطالبی که حاکی از اندوه، ماتم و نابودی است.
Amos 8:2او پرسید: «عاموس، چه میبینی؟» جواب دادم: «یک سبد پر از میوههای رسیده.» خداوند فرمود: «این میوهها نمونهای از قوم من اسرائیل است که برای مجازات آماده شدهاند. دیگر مجازات ایشان را به تعویق نخواهم انداخت.
Acts 10:9روز بعد، وقتی این افراد به شهر یافا نزدیک میشدند، پطرس به پشت بام رفت تا دعا کند. ظهر بود
Acts 22:17«یک روز پس از بازگشتم به اورشلیم، در حالی که در معبد دعا میکردم، از خود بیخود شدم