Genesis 21:16
و خود حدود صد متر دورتر از او نشست و با خود گفت: «نمیخواهم ناظر مرگ فرزندم باشم.» و زارزار بگریست.
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
In Context
15وقتی آب مشک تمام شد، هاجر پسرش را زیر بوتهها گذاشت
Cross References
Genesis 27:38عیسو گفت: «آیا فقط همین برکت را داشتی؟ ای پدر، مرا هم برکت بده!» و زارزار گریست.
Genesis 44:34زیرا چگونه میتوانم بدون بنیامین نزد پدرم برگردم و بلایی را که بر سر پدرم میآید ببینم؟»
Ruth 1:9امیدوارم به لطف خداوند بتوانید بار دیگر شوهر کنید و خوشبخت شوید.» سپس نعومی آنها را بوسید و آنها گریستند
1 Samuel 30:4با صدای بلند آنقدر گریه کردند که دیگر رمقی برایشان باقی نماند.
Esther 8:6من چگونه میتوانم قتل عام و نابودی قومم را ببینم؟»
Zechariah 12:10«من روح فیض و دعا را بر خاندان داوود و بر ساکنان اورشلیم خواهم ریخت، و آنها بر من که نیزه زدهاند خواهند نگریست و عزاداری خواهند نمود چنانکه گویی برای تنها فرزند خود عزا گرفتهاند، و آنچنان ماتم خواهند گرفت که گویی پسر ارشدشان مرده است.