Genesis 24:27
«ای خداوند، خدای سَروَرم ابراهیم، از تو سپاسگزارم که نسبت به او امین و مهربان بودهای و مرا در این سفر هدایت نموده، به نزد بستگان سرورم آوردی.»
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
In Context
26آنگاه آن مرد خداوند را سجده کرده، گفت:
28پس آن دختر دواندوان رفته، به اهل خانهٔ خود خبر داد.
Cross References
Genesis 9:26و نیز گفت: 1 «متبارک باد یهوه، خدای سام! 2 کنعان بندهٔ او باشد. 1
Genesis 14:20و متبارک باد خدای متعال، که دشمنانت را به دستت تسلیم کرد.» سپس ابرام از غنائم جنگی، به مِلکیصِدِق دهیک داد.
Genesis 24:12او چنین دعا کرد: «ای خداوند، خدای سَروَر من ابراهیم، التماس میکنم نسبت به سرورم لطف فرموده، مرا یاری دهی تا خواستهٔ او را برآورم.
Genesis 24:42«امروز که به سر چاه رسیدم چنین دعا کردم: ”ای خداوند، خدای سَروَرم ابراهیم، التماس میکنم که مرا در این سفر کامیاب سازی.
Genesis 32:10من لیاقت این همه لطف و محبتی که به خادمت نمودهای ندارم. آن زمان که زادگاه خود را ترک کردم و از رود اردن گذشتم، چیزی جز یک چوبدستی همراه خود نداشتم، ولی اکنون مالک دو گروه هستم!
Exodus 2:11سالها گذشت و موسی بزرگ شد. روزی او به دیدن قوم خود یعنی عبرانیها رفت. هنگامی که چشم بر کارهای سخت قوم خود دوخته بود، یک مصری را دید که یکی از عبرانیها را کتک میزند.