Genesis 27:2
اسحاق گفت: «من دیگر پیر شدهام و پایان زندگیام فرا رسیده است.
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
And he said, Behold now, I am old, I know not the day of my death:
In Context
3پس تیر و کمان خود را بردار و به صحرا برو و حیوانی برایم شکار کن
Cross References
Genesis 48:21سپس یعقوب به یوسف گفت: «من بهزودی میمیرم، اما خدا با شما خواهد بود و شما را بار دیگر به سرزمین اجدادتان باز خواهد گردانید.
Proverbs 27:1درباره فردای خود با غرور صحبت نکن، زیرا نمیدانی چه پیش خواهد آمد.
Isaiah 38:1در آن روزها حِزِقیا سخت بیمار شد و نزدیک بود بمیرد. اشعیای نبی (پسر آموص) به عیادتش رفت و از جانب خداوند این پیغام را به او داد: «وصیتت را بکن، چون عمرت به آخر رسیده است؛ تو از این مرض شفا نخواهی یافت.»
Mark 13:35-37 «پس شما هم آماده باشید چون نمیدانید صاحب خانه چه روزی باز میگردد: سر شب، نیمۀ شب، سحر یا صبح. مواظب باشید که وقتی میآیم، در خواب غفلت نباشید. باز هم میگویم چشم به راه من باشید. این است پیام من به شما و به همه.»