Genesis 29:1
یعقوب به سفر خود ادامه داد تا به سرزمین مردمان مشرق رسید.
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
Then Jacob went on his journey, and came into the land of the people of the east.
In Context
Cross References
Genesis 24:10او با ده شتر از شتران ابراهیم و مقداری هدایا از اموالِ او به سوی شمالِ بینالنهرین، به شهری که ناحور در آن زندگی میکرد، رهسپار شد.
Genesis 25:20و اسحاق چهل ساله بود که ربکا را به زنی گرفت. ربکا دختر بتوئیل و خواهر لابان، اهل فَدّاناَرام بود.
Genesis 35:1خدا به یعقوب فرمود: «حال برخیز و به بیتئیل برو. در آنجا ساکن شو و مذبحی بساز و آن خدایی را که وقتی از دست برادرت عیسو میگریختی بر تو ظاهر شد، عبادت نما.»
Numbers 23:7-10 و این پیام را داد: 1 «بالاق، پادشاه موآب مرا از سرزمین ارام، 2 از کوههای شرقی آورد. 1 او به من گفت: ”بیا و قوم اسرائیل را برای من نفرین کن.“ 2 ولی چگونه نفرین کنم آنچه را که خدا نفرین نکرده است؟ 1 چگونه لعنت کنم قومی را که خداوند لعنت نکرده است؟ 2 از بالای صخرهها ایشان را میبینم، 1 از بالای تپهها آنان را مشاهده میکنم. 2 آنان قومی هستند که به تنهایی زندگی میکنند و خود را از دیگر قومها جدا میدانند. 1 ایشان مثل غبارند، 2 بیشمار و بیحساب! 1 ای کاش این سعادت را میداشتم 2 که همچون یک صالح بمیرم. 1 ای کاش عاقبت من، 2 مثل عاقبت آنها باشد!»
Judges 6:33بعد از این واقعه، تمام مدیانیها، عمالیقیها و سایر قبایل همسایه با هم متحد شدند تا با اسرائیلیها بجنگند. آنها از رود اردن گذشته، در درهٔ یزرعیل اردو زدند.
Judges 8:10در این هنگام زبح و صلمونع با قریب پانزده هزار سرباز باقیمانده در قرقور به سر میبردند. از آن سپاه عظیم دشمنان فقط همین عده باقیمانده بودند. صد و بیست هزار نفر کشته شده بودند.