Genesis 45:1
یوسف دیگر نتوانست نزد کسانی که در حضورش بودند، خودداری کند، پس فریاد زد: «همه از اینجا خارج شوید!» وقتی همه رفتند و او را با برادرانش تنها گذاشتند او خود را به ایشان شناساند.
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
In Context
2سپس با صدای بلند گریست، به طوری که مصریها شنیدند و این خبر به دربار فرعون رسید.
Cross References
Genesis 42:24در این موقع یوسف از نزد آنها به جایی خلوت رفت و بگریست. سپس نزد آنها بازگشت و شمعون را از میان آنها انتخاب کرده، دستور داد در برابر چشمان برادرانش او را در بند نهند.
2 Samuel 1:20«این را به فلسطینیها نگویید، مبادا شادی کنند. 1 این را از شهرهای جت و اشقلون مخفی بدارید، 1 مبادا دختران خدانشناس فلسطین وجد نمایند. 1
Isaiah 42:14او خواهد گفت: «مدت مدیدی است که سکوت کرده و جلوی خشم خود را گرفتهام. اما دیگر ساکت نخواهم ماند، بلکه مانند زنی که درد زایمان او را گرفته باشد، فریاد خواهم زد.
Zechariah 12:10«من روح فیض و دعا را بر خاندان داوود و بر ساکنان اورشلیم خواهم ریخت، و آنها بر من که نیزه زدهاند خواهند نگریست و عزاداری خواهند نمود چنانکه گویی برای تنها فرزند خود عزا گرفتهاند، و آنچنان ماتم خواهند گرفت که گویی پسر ارشدشان مرده است.
Acts 10:41البته نه به همۀ مردم، بلکه به شاهدانی که از پیش انتخاب کرده بود، یعنی به ما که بعد از زنده شدنش، با او خوردیم و نوشیدیم.