Job 10:21
بهزودی میروم و دیگر باز نمیگردم. به سرزمینی میروم که سرد و تاریک است
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
Before I go whence I shall not return, even to the land of darkness and the shadow of death;
In Context
20آیا نمیبینی که دیگر چیزی از عمرم باقی نمانده است؟ پس دیگر تنهایم بگذار. بگذار دمی استراحت کنم.
22به سرزمین ظلمت و پریشانی، به جایی که خود نور هم تاریکی است.
Cross References
2 Samuel 14:14سرانجام همهٔ ما میمیریم. عمر ما مثل آب بر زمین ریخته میشود، آب که ریخت دیگر نمیتوان آن را جمع کرد. وقتی کسی از خدا آواره میشود خدا جان او را نمیگیرد، بلکه او را به سوی خود باز میخواند. پادشاه نیز چنین کنند.
Job 3:13-15 اگر هنگام تولد میمردم، اکنون آرام و آسوده در کنار پادشاهان، رهبران و بزرگان جهان که کاخهای قدیمی برای خود ساختند و قصرهای خود را با طلا و نقره پر کردند، خوابیده بودم.
Job 7:9کسانی که میمیرند مثل ابری که پراکنده و ناپدید میشود، برای همیشه از این دنیا میروند.
Job 16:22زیرا بهزودی باید به راهی بروم که از آن بازگشتی نیست.
Psalms 23:4حتی اگر از درهٔ تاریک مرگ نیز عبور کنم، نخواهم ترسید، زیرا تو، ای شبان من، با من هستی! عصا و چوبدستی تو به من قوت قلب میبخشد.
Psalms 88:6تو مرا به اعماق تاریکی انداختهای