Job 7:4
شب که سر بر بالین میگذارم میگویم: «ای کاش زودتر صبح شود.» و تا سپیده دم از این پهلو به آن پهلو میغلتم.
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
In Context
3ماههای عمر من بیثمر میگذرد؛ شبهای من طولانی و خسته کننده است.
5بدنم پر از کرم و زخم است. پوست بدنم ترک خورده و پر از چرک است.
Cross References
Job 7:13-14 حتی وقتی در بسترم دراز میکشم تا بخوابم و بدبختیام را فراموش کنم، تو با کابوس شب مرا میترسانی.
Job 30:17شبانگاه دردی شدید تمام استخوانهایم را فرا میگیرد و لحظهای آرامم نمیگذارد.
Psalms 77:4او نمیگذارد خواب بچشمانم بیاید. از شدت ناراحتی نمیتوانم حرف بزنم.
Psalms 130:6آری، من منتظر خداوند هستم بیش از کشیکچیانی که منتظر دمیدن سپیدهٔ صبح هستند، آری، بیش از کشیکچیانی که منتظر دمیدن سپیدهٔ صبح هستند.