Ruth 4:1
بوعز به دروازهٔ شهر که محل اجتماع مردم شهر بود رفت و در آنجا نشست. آنگاه آن مرد که نزدیکترین خویشاوند شوهر نعومی بود به آنجا آمد. بوعز او را صدا زده گفت: «بیا اینجا! میخواهم چند کلمهای با تو صحبت کنم.» او آمد و نزد بوعز نشست.
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
In Context
2آنگاه بوعز ده نفر از ریشسفیدان شهر را دعوت کرد تا شاهد باشند.
Cross References
Genesis 19:1غروب همان روز وقتی که آن دو فرشته به دروازهٔ شهر سدوم رسیدند، لوط در آنجا نشسته بود. به محض مشاهدهٔ آنها، از جا برخاست و به استقبالشان شتافت و روی بر زمین نهاده، گفت:
Deuteronomy 16:18برای هر یک از قبایل خود در شهرهایی که خداوند، خدایتان به شما میدهد قضات و رهبرانی تعیین کنید تا ایشان مردم را عادلانه داوری کنند.
Deuteronomy 21:19در این صورت باید پدر و مادرش او را نزد مشایخ شهر ببرند
Ruth 3:12درست است که من خویشاوند نزدیک شوهرت هستم، اما خویشاوند نزدیکتر از من هم داری.
Job 31:21اگر من با استفاده از نفوذی که در دادگاه داشتهام حق یتیمی را پایمال نموده باشم
Amos 5:10شما از قضات درستکار نفرت دارید و از کسانی که راست میگویند بیزارید.