اول سموئیل 1:10
حنا به تلخی جان به درگاه خداوند دعا کرده، زارزار گریست،
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
And she was in bitterness of soul, and prayed unto the LORD, and wept sore.
In Context
Cross References
Genesis 50:10وقتی که به خرمنگاه اطاد در آن طرف رود اردن رسیدند، با صدای بلند گریستند و به نوحهگری پرداختند و یوسف برای پدرش هفت روز ماتم گرفت.
Ruth 1:20نعومی به ایشان گفت: «مرا نعومی (یعنی ”خوشحال“) نخوانید. مرا ماره (یعنی ”تلخ“) صدا کنید؛ زیرا خدای قادر مطلق زندگی مرا تلخ کرده است.
2 Samuel 17:8پدرت و افراد او را خوب میشناسی. آنها جنگجویان شجاعی هستند. حال، مانند خرس مادهای که بچههایش را دزدیده باشند خشمگین هستند. پدرت سرباز کهنهکار و با تجربهای است و شب در میان سربازان خود نمیماند.
Job 7:11پس بگذارید غم و غصهام را بیان کنم؛ بگذارید از تلخی جانم سخن بگویم.
Job 10:1از زندگی بیزارم. پس بگذارید زبان به شکایت گشوده، از تلخی جانم سخن بگویم.
Psalms 91:15وقتی دعا کنند، دعایشان را مستجاب خواهم ساخت و چون در زحمت بیفتند، به کمک ایشان خواهم شتافت؛ آنها را خواهم رهانید و سرافراز خواهم ساخت.