Job 7:11
پس بگذارید غم و غصهام را بیان کنم؛ بگذارید از تلخی جانم سخن بگویم.
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
In Context
10تا به ابد از خانه و خانوادهٔ خود دور میشوند و دیگر هرگز کسی آنها را نخواهد دید.
12مگر من جانور وحشی هستم که مرا در بند گذاشتهای؟
Cross References
Genesis 42:21آنگاه برادران به یکدیگر گفتند: «همهٔ این ناراحتیها به خاطر آن است که به برادر خود یوسف بدی کردیم و به التماس عاجزانهٔ او گوش ندادیم.»
2 Kings 4:27اما وقتی به بالای کوه نزد الیشع رسید در حضور او به خاک افتاد و به پایش چسبید. جیحزی سعی کرد او را عقب بکشد، ولی الیشع گفت: «با او کاری نداشته باش. او سخت غصهدار است، اما خداوند در این مورد چیزی به من نگفته است.»
Job 10:1از زندگی بیزارم. پس بگذارید زبان به شکایت گشوده، از تلخی جانم سخن بگویم.
Job 13:13حال ساکت باشید و بگذارید من سخن بگویم. هر چه میخواهد بشود!
Job 23:2-3 امروز نیز شکایتم تلخ است، و با وجود نالهام، دست او بر من سنگین است.