bible.software › Genesis › Genesis 26 › Genesis 26:8
Genesis 26:8
مدتی بعد، یک روز ابیملک، پادشاه فلسطین از پنجره دید که اسحاق با همسرش رِبِکا شوخی میکند.
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
And it came to pass, when he had been there a long time, that Abimelech king of the Philistines looked out at a window, and saw, and, behold, Isaac was sporting with Rebekah his wife.
In Context
7وقتی که مردم آنجا دربارهٔ ربکا از او سؤال کردند، گفت: «او خواهر من است!» چون ترسید اگر بگوید همسر من است، به خاطر تصاحب زنش او را بکشند، زیرا ربکا بسیار زیبا بود.
9پس ابیملک، اسحاق را نزد خود خوانده، به او گفت: «چرا گفتی ربکا خواهرت است، در حالی که زن تو میباشد؟» اسحاق در جواب گفت: «چون میترسیدم برای تصاحب او مرا بکشند.»
Read all of Genesis 26
Cross References
Judges 5:28«مادر سیسرا از پنجرهٔ اتاقش 2 چشم به راه او دوخته بود و میگفت: 1 ”چرا ارابهاش نمیآید؟ 2 چرا صدای چرخهای ارابهاش را نمیشنوم؟“ 1
Proverbs 7:6یک روز از پنجرهٔ خانهام بیرون را تماشا میکردم.
Song of Solomon 2:9محبوب من همچون غزال و بچه آهو است. او پشت دیوار ما از پنجره نگاه میکند.
This Verse In Other Editions
Study Genesis 26:8