Genesis 30:20
و گفت: «خدا به من هدیهای نیکو داده است. از این پس شوهرم مرا احترام خواهد کرد، زیرا برایش شش پسر زاییدهام.» پس او را زبولون + 30:20 «زبولون» با واژۀ عبری به معنی «احترام» شباهت دارد. (یعنی «احترام») نامید.
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
In Context
19او بار دیگر حامله شده، ششمین پسر را برای یعقوب زایید،
21مدتی پس از آن دختری زایید و او را دینه نامید.
Cross References
Genesis 30:15اما لیه به او جواب داد: «کافی نیست که شوهرم را از دستم گرفتی، حالا میخواهی مِهرگیاه + 30:15 در آن زمان عقیده بر این بود که خوردن این گیاه به حامله شدن زنان نازا کمک میکند. پسرم را هم از من بگیری؟» راحیل گفت: «اگر مِهرگیاه پسرت را به من بدهی، من هم اجازه میدهم امشب با یعقوب بخوابی.»
Genesis 46:14زبولون و پسرانش: سارد، ایلون و یاحلئیل.
Deuteronomy 27:13و قبایل رئوبین، جاد، اشیر، زبولون، دان و نفتالی باید بر کوه عیبال بایستند و لعنتها را اعلام کنند.
Judges 5:14برخی از قبایل افرایم که ریشه در عمالیق دارند آمدند؛ 2 بنیامین با مردانی بود که تو را پیروی میکردند. 1 از ماخیر فرماندهان فرود آمدند، 2 و از زبولون کسانی که عصای فرمانروایی در دست داشتند. 1
Matthew 4:13ابتدا به شهر ناصره رفت و پس از مدتی، رهسپار کَفَرناحوم شد، شهری که در کرانهٔ دریاچهٔ جلیل، در ناحیۀ زبولون و نفتالی واقع بود.