Genesis 46:29
یوسف ارابهٔ خود را حاضر کرد و برای دیدن پدرش به جوشن رفت. وقتی در آنجا پدرش را دید، او را در آغوش گرفته، مدتی گریست.
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
In Context
30آنگاه یعقوب به یوسف گفت: «حال، مرا غم مُردن نیست، زیرا بار دیگر تو را دیدم و میدانم که زندهای.»
Cross References
Genesis 41:43و او را سوار دومین ارابهٔ سلطنتی خود کرد. او هر جا میرفت جلوی او جار میزدند: «زانو بزنید!» بدین ترتیب یوسف بر تمامی امور مصر گماشته شد.
Genesis 45:19برای آوردن پدرت و زنان و کودکان، چند ارابه به آنها بده که با خود ببرند.
Genesis 50:9ارابهها و سواران نیز آنها را همراهی میکردند. به این ترتیب گروه عظیمی راهی کنعان شد.
Acts 20:37سپس، همه بسیار گریه کردند و پولس را در آغوش کشیده، بوسیدند.