Job 29:7
در آن روزها به دروازهٔ شهر میرفتم و در میان بزرگان مینشستم.
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
When I went out to the gate through the city, when I prepared my seat in the street!
In Context
6من پاهای خود را با شیر میشستم و از صخرهها برای من چشمههای روغن زیتون جاری میشد!
8جوانان با دیدن من با احترام کنار میرفتند، پیران از جا برمیخاستند،
Cross References
Genesis 19:1غروب همان روز وقتی که آن دو فرشته به دروازهٔ شهر سدوم رسیدند، لوط در آنجا نشسته بود. به محض مشاهدهٔ آنها، از جا برخاست و به استقبالشان شتافت و روی بر زمین نهاده، گفت:
Deuteronomy 16:18برای هر یک از قبایل خود در شهرهایی که خداوند، خدایتان به شما میدهد قضات و رهبرانی تعیین کنید تا ایشان مردم را عادلانه داوری کنند.
Ruth 4:1بوعز به دروازهٔ شهر که محل اجتماع مردم شهر بود رفت و در آنجا نشست. آنگاه آن مرد که نزدیکترین خویشاوند شوهر نعومی بود به آنجا آمد. بوعز او را صدا زده گفت: «بیا اینجا! میخواهم چند کلمهای با تو صحبت کنم.» او آمد و نزد بوعز نشست.
Job 31:21اگر من با استفاده از نفوذی که در دادگاه داشتهام حق یتیمی را پایمال نموده باشم
Zechariah 8:16اما وظیفهٔ شما این است: گفتار هر یک از شما با همسایهتان راست باشد. در محکمههای خود عادلانه رأی دهید تا صلح و آشتی برقرار شود.