مزامیر 77:3
خدا را به یاد میآورم و از حسرت مینالم. به فکر فرو میروم و پریشان میشوم.
کتاب مقدس (فارسی)
In The King James Version
I remembered God, and was troubled: I complained, and my spirit was overwhelmed. Selah.
In Context
4او نمیگذارد خواب بچشمانم بیاید. از شدت ناراحتی نمیتوانم حرف بزنم.
Cross References
Job 6:4خدای قادر مطلق با تیرهای خود مرا به زمین زده است. تیرهای زهرآلودش در قلب من فرو رفته است. یورشهای ناگهانی خدا مرا به وحشت انداخته است.
Job 15:11آیا تسلی خدا برای تو کم است که آن را رد میکنی؟ ما از طرف خدا با ملایمت با تو سخن گفتیم.
Job 31:23هرگز جرأت نمیکردم چنین کاری را انجام دهم، زیرا از مجازات و عظمت خدا میترسیدم.
Psalms 42:11ای جان من، چرا محزون و افسردهای؟ بر خدا امید داشته باش! او را دوباره ستایش کن، زیرا او خدا و نجاتدهندۀ توست!
Psalms 50:15هنگامی که در مشکلات هستید مرا بخوانید؛ من شما را نجات خواهم داد و شما مرا ستایش خواهید کرد.»
Psalms 61:2از این دیار غریب، تو را به کمک میطلبم. مرا که فکرم پریشان است به پناهگاهی امن هدایت کن.